مهدی سهیلی


تصویری از زنده یاد مهدی سهیلی
دیدم تیرماه است وامسال نود مین سال ولادت یک اسطوره ادبی بنام مهدی سهیلی است ، روا نبود که یادی از این مرد بزرگ نکنیم . ازکسی که این بیت ناب را سروده
پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت ای وای من که قصه ی دل ناتمام ماند
مهدی سهیلی فرزند غلامرضا شاعرمعاصر و نویسنده ایرانی در هفتم تیرماه ماه سال ۱۳۰۳ در تهران متولد شد.ودر عمر ی نه چندان بلند خدمات ارزنده ای به جامعه فرهنگی ایران نمود وبالاخره در هجدهم مرداد ماه ۱۳۶۶درسن ۶۳سالگی از دنیا رفت . او شاعر ونویسنده توانائی بود ودر زمینه نمایشنامه نویسی هم فعالیت داشت ومهارتش دراین زمینه چنان بود که برخی از آثاراو را درسال۱۹۷۵میلادی در مسکوبه چاپ رساندند. او سالها دررادیو ایران برنامه اجرا کردوهنوز آنها که سن وسالی دارند برنامه مشاعره را که ایشان اداره میکرد بیاد دارند وخوب میدانند که مرحوم مهدی سهیلی چقدر دراین زمینه دانش وسیعی داشت وبه ندرت اتفاق میافتاد که کسی بیتی بخواند و مهدی سهیلی بلافاصله نام شاعر را بزبان نیاورد و این امر واقعا حیرت انگیز بود ونشان از احاطه وتسلط مرحوم سهیلی برادبیات فارسی داشت بطور خلاصه آثار بجا مانده از او بشرح زیر است
- بیا با هم بگرییم
- بوی بهار میدهد
- بزم شاعران
- شاهکارهای صائب تبریزی و کلیم کاشانی
- اشک مهتاب
- طلوع محمد
- پرواز در آسمان شعر
- مشاعره
- شعر و زندگی
- یک آسمان ستاره
- گنج غزل
- چشمان تو و آیینهٔ اشک
- هزار خوشهٔ عقیق
- کاروانی از شعر
- باغهای نور
- لحظهها و صحنه ها
- گنجوارهٔ سهیلی
- اولین غم و آخرین نگاه
- نگاهی در سکوت
- ضرب المثلهای معروف ایران
- مرا صدا کن
- سرود قرن و عقاب
- چه کنم دلم از سنگ نیست.
- گنجینه ی سهیلی(5جلد)
- هزاروصدغزل هماهنگ
یکی از اشعار موزون و هماهنگ این شاعر " مادر مرا ببخش "است که در زیر میخوانید
مادر! مرا ببخش .
فرزند خشمگين و خطا كار خويش را
مادر! حلال كن كه سرا پا ندامتم
با چشم اشكبار، ز پيشم چو ميروي
سر تا بپاي من
غرق ملامت است.
هر لحظه در برابر من اشك ريختي
از چشم پر ملال تو خواندم شكايتي
بيچاره من، كه با همه ي اشكهاي تو
هرگز نداشت راه گناهم نهايتي
تو گوهري كه در كف طفلي فتاده اي
من، ساده لوح كودك گوهر نديده ام
گاهي بسنگ جهل، گهر را شكسته ام
گاهي بدست خشم بخاكش كشيده ام
مادر! مرا ببخش.
صد بار از خطاي پسر اشك ريختي
اما لبت به شكوه ي من آشنا نبود
بودم در اين هراس كه نفرين كني ولي ــ
كار تو از براي پسر جز دعا نبود.
بعد از خدا ، خداي دل و جان من توئي
من،بنده اي كه بار گنه مي كشم به دوش
تو، آن فرشته اي كه زمهرت سرشته اند
چشم از گناهكاري فرزند خود بپوش.
اي بس شبان تيره كه در انتظار من
فانوس چشم خويش ــ به ره ، بر فروختي
بس شامهاي تلخ كه من سوختم زه تب
تو در كنار بستر من دست بر دعا
بر ديدگان مات پسر ديده دوختي
تا كاروان رنج مرا همرهي كني
با چشم خواب سوز
چون شمع دير پاي
هر شب، گريستيئ
تا صبح ، سو ختي.
شبهاي بس دراز نخفتي كه تا پسر
خوابد به ناز بر اثر لاي لاي تو.
رفتي به آستانه مرگ از براي من
اي تن به مرگ داده، بميرم براي تو.
شعر دیگری بنام قمار باز از مرحوم سهیلی
وقت سحر رسيده و مردي قمار باز-
از «برد و باختگاه» سوي خانه ميرود
اين بي ستاره مرد-
وين پاكباخته-
اندوهگين و مست بكاشانه ميرود
دلمرده ميخزد
ديوانه ميرود
يكماه پيش دختر مرد قمار باز-
همراه اشكها-
با حالتي نژند-
ميگفت:اي پدر!
هر روز در حياط دبستان ميان جمع-
ياران همكلاس بمن طعنه ميزنند
كاين ژنده پوش دختر غمگين چه بينواست
كس با خبر نشد
او كيست از كجاست
ياران همكلاس من از ساغر غرور
مستند،مست ناز
اما نصيب دختر تو سر فكند گيست
واي اين چه زندگيست؟
آن بي ستاره مرد
در چشمهاي دختر اندوهگين خويش-
اشكي زديده ريخت
گفتا كه:اي شكوفه ي اميد وآرزو
بس كن،سخن مگو
اندوهگين مباش
دردانه دخترم
ماه دگر بجامه ي نو پيكر ترا-
زيبنده ميكنم
وين چشمهاي غمزده را چون ستارها-
تابنده ميكنم
آرامگاه مرحوم مهدی سهیلی در حیات مرقد مطهرحضرت عبدالعظیم حسنی ودر محل ورودی صحن مطهر امامزاده طاهر (ع) است
